الشيخ محمد هادي معرفة

19

ولايت فقيه (فارسى)

اين نويسندهء مصرى شديدا از وضع سردمداران اسلامى انتقاد نموده و سياست دينى را از همين دريچه تفسير و تبيين كرده و كاملا آن را از روح ديانت بيگانه ديده است . ولى مىبينيم همين نويسنده نسبت به حكومت پيامبر كه براساس پايه‌هاى وحى استوار بوده ، كاملا خوشبين است و آن را نوعى سياست دينى كاملا طبيعى و قابل قبول دانسته و از همين‌رو اصل امكان حكومت دين را پذيرفته است . 2 - نقش دين در زندگى اجتماعى بشر بايد هريك از معانى دين و سياست تبيين گردد ، تا روشن شود امكان انسجام بين اين دو هست يا نيست و آيا مىتواند سياست برخاسته از دين باشد يا نباشد . دينى كه مدّعيان جدايى دين از سياست تفسير مىكنند ، عبارت است از برخى باورهاى درونى در رابطه با عالم غيب ، همراه با انجام دادن يك سرى عبادات و اوراد و اذكار كه موجب مىگردد انسان به خدا نزديكتر شود و از رأفت و رحمت او بهره‌مند گردد و پس از مردن مورد بخشايش قرار گيرد . دين با اين تفسير ، هرگز با زندگى مردم و شؤون مربوط به دنياى آنان كارى ندارد و تنها در كار ساختن راه آخرت مىباشد . بيشتر اديان قديمى و باستانى كه ته مانده‌اى از آن باقى مانده است ، چيزى بيش از تفسير ياد شده نيستند . بويژه مسيحيّت امروز كه نزديكترين اديان گذشته به ظهور اسلام است و دستخوش انحراف گشته ، با همين تفسير تطابق كامل دارد . كسانى كه دينرا با اين ديد مىنگرند ، بناچار رابطه‌اى ميان دين و سياست نمىبينند . دين ، با اين تفسير ، برنامه‌اى براى پس از مردن است ، و براى زندگى اين جهان برنامه‌اى ندارد . ولى اسلام ، دينى زنده ، استوار ، كامل و دست‌نخورده براى زندگان آمده و چون زندگى را جاويد مىداند ، برنامه‌هاى خود را به گونه‌اى تنظيم كرده كه سعادت دارين - دنيا و آخرت - را تضمين نموده است . « خلقتم للبقاء ، لا للفناء » . اسلام ، براى اين حيات برنامه دارد ، تا انسان چگونه با سعادت زندگى كند و نيز براى تنظيم جامعه و برخوردارى از سلامت و حاكميّت عدالت اجتماعى برنامه دارد . همانگونه كه براى تأمين سعادت اخروى نيز برنامه دارد .